دانلود رمان ملاقات در روز سرد برفی با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 2 136 sara
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 53 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 286 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 82 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 143 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 88 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 69 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 69 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 80 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 110 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 100 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 93 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 95 sara
دانلود رمان زروان 0 93 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 78 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 91 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 82 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 108 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 81 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 83 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 73 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 89 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 97 asal
دانلود رمان آشوب 0 81 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 110 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 93 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 183 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 179 asal
دانلود رمان پوکر 0 111 asal
دانلود رمان بخیه 0 157 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 63159 چهارشنبه 28 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان ملاقات در روز سرد برفی

به نام خدا
کنار یخچال ایستاد. درش را باز کرد و نگاهش را داخل یخچال چرخاند تا چیزی برای شکم گرسنه

اش پیدا کند. یخچال پر بود

از غذاهای نیم خورده و فست فود. اخم هایش را در هم کشید. نگاه کردن به ظرف میوه ، معده

خالیش را تحریک می کرد.

بی خیال سوزش احتمالی معده اش شد و خیار و نارنگی ای برداشت و به در یخچال تکیه داد.

نگاهش روی خواهرش که با

استرس دستمال کاغذی داخل دستش را تکه تکه می کرد، نشست. پوزخندی زد. خواهرش در

عرض پنج سال از زنی دانا

و زبر و زرنگ، به زنی ترسو و بدون رای تبدیل شده بود و این به شدت آزارش می داد.


خواهرش خوب و کامل بود و تنها چیزی که از اول در او دیده نمی شد، اعتماد به نفس بود و

بس. البته آن را هم داشت

ولی از نوع کاذبش. اما حالا از او چیزی نمانده بود جز زنی ترسو که برای هر کارش نیاز به تایید

داشت و همان اعتماد به

نفس ناقصش هم بر باد رفته بود. غلط ترین انتخاب عمر او، انتخاب شریک زندگی اش بود و

همین هم او را به این فلاکت

انداخته بود. خواهرش برای آن مرد حیف بود. سارا بلند قد بود و خوش پوش! صورت استخوانی و

کشیده اش با اعضایی

مناسب زینت شده بود. دهان، بینی و چشم ها، شاید هر کدام به

لینک های دانلود