دانلود رمان نغمه ی عاشقی با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 159 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 76 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 323 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 92 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 152 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 96 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 80 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 77 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 90 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 115 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 110 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 103 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 106 sara
دانلود رمان زروان 0 101 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 85 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 99 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 91 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 115 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 89 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 89 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 81 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 96 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 117 asal
دانلود رمان آشوب 0 89 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 126 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 104 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 211 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 190 asal
دانلود رمان پوکر 0 123 asal
دانلود رمان بخیه 0 173 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 84159 پنجشنبه 29 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان نغمه ی عاشقی

مقدمه:

من محکومم به نماندن… به رها کردنت… رفتن همیشه از نامردی نشات نمی گیرد! اگر رفتم، اگر نخواستم باشم، فقط یک دلیل داشت… اینکه باشی و بمانی… اینکه بدانم هستی و در یک نقطه ای از این شهر بزرگ نفس می کشی… رفتنم را به بی لیاقتی تفسیر نکن!
برای حفظ کردنت ناچار به بریدن شدم…


سخت شدم تا دل کندن از من برایت راحت تر شود… اینبار نفرت باعث جدایی من از تو نیست، شاید عجیب باشد ولی من و تو به جرم عاشقی تقاص پس می دهیم و من به گناه دوست داشتنت باید رهایت کنم… اینجا عاشق بودن سبب جدایی است!
و در این میان باید “نغمه” ای باشد تا مانع امضای حکم جدایی مان شود…
نغمه ای از جنس دوست داشتن، با صدای عشق… شاید… ” نغمه ی عاشقی”

 

 

قسمتی از متن رمان :

– بالاخره داریم ” ما” می شیم!

با این حرفم خندید و به سنگِ تیره ی مادرم خیره شد.
– عمه نمی ذارم آب تو دلش تکون بخوره!
و بعد خودش را به سمتم کشید و دستش را دور شانه های خم شده ام حلقه کرد. من هر بار پا در این مکان می گذاشتم غمِ سنگینی شانه هایم را به سمت زمین می کشاند…
– می شم همه کسش… اومدیم این خبر رو بهتون بدیم تا دیگه نگران گل دخترتون نباشید!
خبر نداشت که پیش از اینها همه کسم بوده… نگاهم که کرد، غرق شدم در نگاهش و لبخند زدم.
– خوبه هستی… اگه نبودی من چطور نبودشون رو دووم می آوردم؟
باز هم همان لبخند های ناب… و دستی که کتفم را فشرد… چه در درون این مرد نهفته بود که این چنین برایم عزیز و خواستنی بود؟

 

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید