دانلود رمان سفید یخی با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 182 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 104 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 351 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 108 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 167 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 109 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 99 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 94 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 105 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 133 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 134 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 121 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 123 sara
دانلود رمان زروان 0 114 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 112 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 120 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 106 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 137 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 104 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 105 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 99 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 116 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 135 asal
دانلود رمان آشوب 0 103 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 144 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 123 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 239 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 207 asal
دانلود رمان پوکر 0 138 asal
دانلود رمان بخیه 0 195 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 170159 پنجشنبه 29 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان سفید یخی

خلاصه:

دختر ماجرای ما یه دختر فاقد احساساته، یه دختر که بلد نیست بخنده، نمی‌دونه عصبانیت چیه. از غم، نگرانی، کسالت، اضطراب و دوست‌داشتن فقط اسمشون رو بلده. این دختر تو ماجرایی درگیر میشه. ماجرایی که اون رو تو مسیر کینه دیگران قرار میده. انتقام چیز قشنگی نیست؛ اما شاید قربانی انتقام شدن بتونه اون رو به بلوغ عاطفی‌اش برسونه. شاید با محبت دیدن تو لحظات تنهایی‌اش بتونه احساسات رو درک کنه.

ژانر : رمان عاشقانه (دانلود رمان عاشقانه)

 

 

مقدمه:
همیشه همه چیز آن‌طور که می‌خواهیم نیست. گاه زندگی سخت می گیرد.گاه کولاک روزگار قلب را منجمد می‌کند. گاه خطر ها در پیش روی آدمی قرار می،دهد؛ اما زندگی صحنه پیش بینی نشده‌هاست.

گردش زمین، شب و روز را به ارمغان می‌آورد، همچنان که گردش روزگار تلخی و شیرینی‌ها را. تنها چیز مهم این است که آدمی، در رهش برای رسیدن به پروردگارش، هر چه‌قدر دشوار، سرافراز باشد.

 

قسمتی از رمان :

ساعت هشت شب بود و من آروم و صامت یه گوشه نشسته بودم و به جشنی نگاه می‌کردم که توش همه شاد بودن، به جز من. شب شده بود و همه مهمونا داشتن باهم خوش و بش می‌کردن. مهمونی ما پارتی نبود.

برای خاندانی مثل خاندان سماواتی مایه ننگ بود که همچین مهمونی‌هایی بگیرن. بعد اون بحث مامانم به هدفش نرسید و بابام جشن رو به فرداش موکول کرد.
روی یه صندلی نشسته بودم که دیدم مردی حدوداً سی و پنج-شیش ساله و لاغر اما خوشتیپ و خوش قیافه اومد و کنارم نشست. کت شلوار توسی رنگی پوشیده بود و موهای پرپشت و نسبتاً بلندشو با ژل عقب داده بود. پوستش گندمی بود و با لبخند به جلو خیره شد. 


 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید