دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 35 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 31 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 43 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 72 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 39 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 36 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 38 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 46 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 78 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 47 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 48 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 42 sara
دانلود رمان زروان 0 50 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 40 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 43 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 40 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 60 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 45 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 48 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 39 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 46 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 46 asal
دانلود رمان آشوب 0 40 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 53 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 46 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 93 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 41 asal
دانلود رمان پوکر 0 57 asal
دانلود رمان بخیه 0 49 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 50 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 47159 شنبه 31 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان بازگشت سه تفنگدار جلد دوم

مقدمه :
تنگ که میگویم …
نه مثل تنگی پیراهن …
دلتنگی من …
شبیه حال نهنگی است …
که به جای اقیانوس …
او را در تنگ ماهی انداخته اند …
دلم برایت تنگ شده است …
این یعنی ریه های من …
دم و باز دم …
نفس های تورا کم آورده اند …
دلم برایت تنگ شده است …​

قسمتی از رمان :

♥آیدا♥
نگاهی به داخل کاپوت انداختم . انگارنه انگار . هیچی نمی فهمم . شانسی دستم رو بردم داخل تا سیمی قطعه ای چیزی رو تکون بدم که با خراشیده شدن مچ دستم جیغم به هوا رفت . دستم رو با شدت از کاپوت بیرون کشیدم و سرم رو بلند کردم اما لبه ی تیز کاپوت محکم خورد پشت گردنم . دیگه اشکم در اومده بود . صدای خندون ارش رو از کنار ماشین شنیدم :
ارش – کمک لازم ندارین خانوم دست و پا چلفتی ؟
من – اشتباه گرفتی . بنده یه پا مکانیکم واسه خودم .

راست می‌گفت؛ باید می‌ذاشتم تنها باشه. دیگه بزرگ شده بود، نمی‌شد مثل بچگی سرش رو گرم کرد. به