دانلود رمان ارباب سالار برای موبایل

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 128 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 186 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 108 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 365 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 113 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 173 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 113 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 104 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 99 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 109 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 138 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 139 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 126 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 129 sara
دانلود رمان زروان 0 118 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 115 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 127 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 111 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 142 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 108 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 109 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 103 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 122 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 140 asal
دانلود رمان آشوب 0 108 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 157 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 252 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 214 asal
دانلود رمان پوکر 0 143 asal
دانلود رمان بخیه 0 202 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 261159 پنجشنبه 22 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان ارباب سالار

خلاصه رمان:  دانلود رمان ارباب سالار داستان یه دختره.  دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست… نازپرورده نیست… با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری نداشته… همیشه

له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نزاشته. دختر قصه مغرور نیست؛اتفاقا خیلی هم مهربونه. حتی برای اونایی که بهش بد کردن.

اما پسر قصه…تا دلت بخواد غرور داره…خودخواهه و از خود راضی … بالاخره کم کسی نیست که….  ارباب سالار..

 

 

 

قسمتی از رمان :
مثل همیشه تو اتاق بیکار نشسته بودم. حوصلم خیلی سر رفته بود.از رو تخت بلند شدم و از اتاق خارج شدم.

بابا اومده بود. بابا رو خیلی دوست داشتم. اما هیچ وقت دلیل اینهمه نامهربونی هاش رو نسبت به خودمو

درک نمیکردم. قبول داشتم بعضی وقتا عصبیش میکردم اما بابا همیشه برای من حوصله نداشت و از دستم عصبانی بود !!! آقا ( بابای بابا ) هم خدابیامرزه همیشه همینجوری بود . تا یادم میاد با من رفتار خوبی نداشت.
از اتاق که خارج شدم با صدای بند سلام کردم. بابا مثل همیشه جوابم رو با اخم داد ولی مامان با خوشرویی به سمتم برگشت.
مامان: سلام عزیزم بیا ببین بابات چه گوشی قشنگی برای سحر خریده. ( سحر خواهر کوچکترم و سوگند خواهر بزرگترم.)
– مبارکه سحر
– مرسی.
سحر و سوگند نه با من بدرفتار بودند و نه خوش رفتار.

بی تفاوت بودند که این به نظرم اثر رفتار بابا بود.
نگاهم به گوشی سحر افتاد. یه گوشی طلایی رنگ با مدل htc بود. غم عالم تو دلم نشست

. بابا هیچ وقت برام چیزی نخریده بود. حتی گوشی که

الان داشتم خودم با پول خرجیای جمع شدم خریدم . یه گوشیه ساده ۱۱۰۰

. صدای بابا منو از افکارم بیرون کشید.صدای بابا منو

 


 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو یابت شوید
بعد از عضویتدرسایت و ورد به سایت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عصویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :