دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 48 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 34 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 46 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 76 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 42 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 40 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 40 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 49 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 80 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 50 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 51 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 44 sara
دانلود رمان زروان 0 52 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 42 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 46 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 43 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 63 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 48 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 51 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 42 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 51 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 49 asal
دانلود رمان آشوب 0 44 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 55 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 48 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 95 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 44 asal
دانلود رمان پوکر 0 61 asal
دانلود رمان بخیه 0 55 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 52 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 37159 شنبه 31 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان شانزده سال فکر سیاه

خلاصه :

درباره دخترک هشت ساله‌ای است که بعد شانزده سال اتفاقات بچگی‌اش را فراموش نکرده و ریشه انتقامی که از یک فکر سیاه سرچشمه می‌گیرد را در وجودش تغذیه می‌کند و آن را تبدیل می‌کند، به شخصیتی که خود را پشت نقابی پنهان کرده تا انتقام بگیرد.
ریشه‌ای که دخترک آن را پرورش می‌دهد، به زندگی و سرنوشت خیلی‌ها گره می‌خورد؛ اما با اتفاقاتی که برایش می‌افتد، آن ریشه کم کم خشک می‌شود؛ ولی…

 

مقدمه:
یک نقاب…
یک مانع برای پنهان شدن، برای انتقام گرفتن…
گاهی تو را به هدف شانزده ساله‌ات می‌رساند؛ اما…
اما اگر کسی پیدا شود که نقاب تو را بردارد، مانعت را در هم بشکند…
تو دیگر نمی‌توانی آنی که خودت می‌خواهی برای هدفت باشی…
می‌شوی آنی که او می‌خواهد، می‌شوی آنی که در مقابلش راحت است…
می‌شوی کسی که راحت در مقابلش می‌خندد، راحت از هر دری حرف می‌زند، راحت نگاهش می‌کند…
و این شروع یک ماجرا هست!
ماجرایی که شاید خلاف میل تو باشد؛ ولی در اختیار تو نیست تا آن را تغییر بدهی…
و آن موقع است که مسیرت عوض می‌شود…
مسیری که فکر سیاهی را شانزده سال درگیر خودش می‌کند…
مسیری در گرو شانزده سال فکر سیاه…
«رفتم مرا ببخش مگو او وفا نداشت، راهی جز گریز برایم نمانده بود.»
(فروغ فرخزاد)

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید