دانلود رمان در همسایگی گودزیلا برای موبایل

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 182 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 104 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 351 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 108 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 167 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 109 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 99 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 94 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 105 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 133 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 134 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 121 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 123 sara
دانلود رمان زروان 0 114 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 112 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 120 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 106 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 137 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 104 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 105 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 99 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 116 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 135 asal
دانلود رمان آشوب 0 103 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 144 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 123 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 239 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 207 asal
دانلود رمان پوکر 0 138 asal
دانلود رمان بخیه 0 195 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 157159 پنجشنبه 22 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان در همسایگی گودزیلا

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا

دانلود رمان در همسایگی گودزیلا

نوشته آنیلاکاربرنودهشتیا

خلاصه:

یه دخترشیطون ودیوونه به اسم رهاشایان…یه پسرشیطون به اسم رادوین رستگار…هم کلاسی هایی که

سایه هم دیگه روباتیرمیزنن…رهابه شدت ازرادوین متنفره واین تنفرباعث میشه که واسه اذیت کردنش نقشه

های مختلفی بکشه…البته این وسط رادوینم ساکت نمی شینه و هرکاری می کنه تاحرص رهارودربیاره…این

نقشه کشیدناواذیت کردناوحرص دادناباعث میشه که اتفاقای خنده داری بیفته.
همه چیز خوبه وزندگی به خوبی می گذره اما به دلیل یه سری ازمشکلات،رها مجبورمیشه ازخانواده اش

جدابشه وتویه خونه دیگه زندگی کنه…اماباورودش به خونه جدید…عشقولانه…کل کلی..طنز…پایان خوش…قشنگه

 

– بیخیال شو!دیشب دیر خوابیدم،خوابم میاد.الانم سرم درد میکنه!
– چه غلطی می کردی که دیر خوابیدی؟!
همون طور که چشمام بسته بود و سعی می کردم بخوابم،باشیطنت گفتم:داشتم باآقامون اس بازی می
کردم،نفهمیدم زمان چجوری گذشت!عشقه دیگه!
ارغوان خندید وبه سمتم اومد.پتو رو از روی سرم کنار کشیدوگفت:پاشو ببینم!خرخودتی…خدا پسِ کله
هیچکی نمیزنه که بیاد بشه آقای تو!
چشمام و بازکردم و باشیطنت گفتم:خیلی دلشم بخواد!دختر به این ماهی!مثه پنجه آفتاب می مونم.
ارغوان باخنده گفت:توازخودت تعریف نکنی،کی تعریف کنه؟!
خندیدم وگفتم:عزیزم من چه از خودم تعریف کنم،چه نکنم،تعریفی هستم
!
– اوهو!اعتماد به سقفتون تو طحالم خانوم!
بعداز گفتن این حرف،درحالیکه داشت پتو رو جمع می کرد،گفت:پاشو ببینم!مرده شوره ریختت و ببرن!میدونی
ساعت چنده؟!۷:۴۵!پاشو!پاشو بریم که امروز دخلمون اومده!
دهن بازکردم تا چیزی بگم که باچشم غره عصبی ارغوان روبرو شدم.واسه همینم،سریع ازروی تخت بلند شدم
و بعداز شستن دست و صورتم در عرض ایکی ثانیه حاضروآماده بودم!!
یه مانتوی قهوه ای پوشیدم بایه شلوار جین قهوه ای سوخته.مقنعه کرم رنگمم سرکردم و چهارتا شیویدو
ریختم بیرون.اهل آرایش نبودم و درضمن وقتشم نداشتم…پس بیخیالش شدم و روبه ارغوان گفتم:بریم؟؟!!
ارغوان سری تکون دادوگفت:بریم که دیر شد!


 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید






براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :