دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 182 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 104 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 351 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 108 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 167 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 109 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 99 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 94 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 105 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 133 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 134 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 120 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 123 sara
دانلود رمان زروان 0 114 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 112 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 120 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 106 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 137 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 104 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 105 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 99 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 116 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 135 asal
دانلود رمان آشوب 0 103 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 144 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 123 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 239 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 207 asal
دانلود رمان پوکر 0 138 asal
دانلود رمان بخیه 0 195 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 277159 یکشنبه 01 مهر 1397 نظرات ()
دانلود رمان حریف سرنوشت نمیشی

مینا دختری جوونه كه واسه آیندش برنامه های زیادی داره اما با تصمیم خودسرانه و ظالمانه پدرش حاكی از ازدواج اون با پسركارفرماش ، تمام برنامه هاش نقش بر آب میشه . پدر شرط ازدواج نكردن مینا با اون پسر رو قبول شدن توی كنكور گذاشته اما اینجاست كه قصه رنگ دیگری به خودش میگیره و حوادث اون جور كه شما فكر می كنین پیش نمی ره….

 

حریف سرنوشت نمیشی به مادرش ارث رسيده بود ، مادر مينا يكي يه دونه خونواده بود

برا همين تمام دارايي پدرش كه اين

خونه و خونه اي كوچولو توي چالوس بود، بعد از فوت پدربزرگ به مادر

مينا منتقل شده بود. بيشتر افراد فاميل نام اون خونه

رو بهشت مينا گذاشته بودند چون كه تمام گلها ، درختها و سبزه ها رو مينا

با دست خودش كاشته بود . روزاي تعطيل با پدر

به جون خونه مي افتادند و با كمك هم و به سليقه مينا باغ رو مرتب و تزيين

مي كردند ، درختاي ميوه سرسبز، گلهاي رز

روون رنگارنگ و سبزه هاي بلند و بانشاط هر كدوم جلوه خاصي به باغ مي دادند

، رويايي تر از همه اينا حوض خيلي

قشنگي بود كه وسط حياط خودنمايي ميكرد ، شبها وقتي پمپ فواره رو روشن مي كردند ديگه زبون از توصيف باغ ناتوون

مي موند. پدر مينا اوضاع مالي اونچناني نداشت ، كارمند ساده

يه شركت بازرگاني بود، حتي چند بار مي خواست خونه رو

بفروشه و خونه اي كوچيك تر بخره و بقيه پولو صرف مشكلات زندگيش كنه اما مادر و مينا سخت مخالف اين كار بودند و

هر دفعه به بهونه اي اونو منصرف مي كردند البته هر چند كه سند اون خونه به نام مادر مينا بود و پدرش اگه مي خواست هم نمي تونست خونه ساختمون خونه مثه حياط باحال بود گچ بري هاي فوق

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید