دانلود رمان از قنوت تا غنا برای موبایل

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان نقاب من 1 36 arsam
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 158 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 199 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 131 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 396 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 119 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 179 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 117 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 109 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 103 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 115 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 143 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 150 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 135 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 142 sara
دانلود رمان زروان 0 123 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 118 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 133 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 115 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 154 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 111 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 115 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 109 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 126 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 151 asal
دانلود رمان آشوب 0 113 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 171 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 279 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 232 asal
دانلود رمان پوکر 0 153 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 134159 پنجشنبه 22 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان از قنوت تا غنا

خلاصه :
رعنا دختری که برای رضایت پدر و مادرش از آرزوهایش دست شسته، اما حالا به مرحله‌ای رسیده است که حس می‌کند همه چیزش را باخته. تصمیم می‌گیرد از این پس شیوه دیگری برای ادامه زندگی برگزیند که بر طرف کردن مشکلات پیش رو چندان آسان به نظر نمیرسد.

 

 

 

قسمتی از رمان :

با شنیدن صدای جیغ وحشت‌زده از خواب بیدار شدم. عرق سردی روی بدنم نشسته بود. با صدایِ دعوا و فریادی،که از سر شب از واحد روبرو می‌آمد، به سختی توانسته بودم بخوابم. باز هم صدای دادُ هوار و شکستن وسایل می‌آمد .

هراسان از جا برخواستم.گیج و منگ بودم و چشمانم به دلیل کم‌خوابی تار می‌دید. کورمال کورمال به طرف سالن رفته و چراغ را روشن کردم. نگاهی به ساعت دیواری انداختم که دو و نیم را نشان می‌داد. تنها یک ساعت خوابیده بودم.

با صدای فریاد دیگری، تکان سختی خوردم. احساس کردم، شلوارم خیس شد. به احتمال زیاد ترس باعث شده،کنترلم را از دست بدهم. تنهایی و تاریکی هم مزید علت بود.
تعادلم را نمی‌توانستم حفظ کنم. در حالیکه می‌لرزیدم، خود را به در آپارتمان رسانده و آن را باز کردم، که ای کاش این کار را نمی‌کردم. آنچه پیش چشمم بود، باعث شد خشکم بزند.
پیر مرد واحد روبرو با سری شکافته که خون از آن مثل جوی روان بود و تمام پاگرد را قرمز کرده بود، لای در ورودی آپارتمانش افتاده بود. حتی روی در و دیوار اطراف ورودی آپارتمانشان هم خون پاشیده بود.

خانم بامدادی همسایه طبقه بالا، که با عجله از پله‌ها پایین می‌آمد، با دیدن این صحنه دست روی دهان گذاشته و با صدای بلند گفت: خدای من.
با صدایِ جیغ مانندش نگاهم به طرف او چرخید.

 

 
 
 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :