دانلود رمان کجای زندگیمی تو با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 6 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 13 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 27 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 57 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 30 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 24 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 28 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 33 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 64 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 34 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 33 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 30 sara
دانلود رمان زروان 0 34 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 29 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 29 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 27 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 44 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 30 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 35 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 28 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 33 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 33 asal
دانلود رمان آشوب 0 28 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 35 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 29 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 72 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 31 asal
دانلود رمان پوکر 0 39 asal
دانلود رمان بخیه 0 34 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 36 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 52159 شنبه 24 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان کجای زندگیمی تو

خلاصه

 

 دانلود رمان کجای زندگیمی تو داستان روایت گر یه دختر عاشقه.دختری که درگیر عشق می شه… یه عشق یک طرفه اما سرانجام این عشق چیه؟رمانی مملو از حس تلخ عشق یک طرفه، حس غم، جدایی و اشک و آه…و در آخر حس زیبای دوست داشتن و دوست داشته شدن…به صفحه ی اول دفترم نگاه کردم و شعری که نوشته بودم رو زمزمه کردم.یک لحظه نشد خیالم آزاد از تویک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل منیک جان و هزار گونه فریاد از تو (فریدون مشیری)

 

دفتر خاطراتم رو ورق می زدم و با یاد اون نوشته ها گاهی لبخندی روی لبم می اومد و گاهی هم بغض می کردم و ناراحت می شدم.
چهار سال گذشته بود از اون روزها ولی خاطراتش فراموش نشدنی بود.
چهار سالی که پر از اتفاق بود، پر از خاطره، پر از اشک،پر از لبخند و… پر از عشق.
فکرم مثل پرنده ای به اون روز ها پر کشید.
همه چیز از اون روز شروع شد…

کت و دامن آبی رنگم رو پوشیدم و به خودم تو آینه نگاه کردم.
برق خوش حالی تو چشم هام انکار نشدنی بود.
باورم نمی شد و لبخند از روی لبم کنار نمی رفت.
با شنیدن صدای زنگ هول هولکی شال سفید رنگم رو روی موهام مرتب کردم و از اتاقم بیرون رفتم.
مامان و بابا جلوی در به استقبال مهمون ها ایستاده بودند من هم کنارشون ایستادم.
لحظاتی بعد عمو، زن عمو، ساغر و آخرین نفر هم خودش وارد خونه شدند.
دسته گل رو به دستم داد که به آرومی ازش تشکر کردم.
بعد از سلام و احوال پرسی همه تو پذیرایی نشستند و من هم به آشپزخونه

 



 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :