دانلود رمان قیام مردگان

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 6 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 14 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 27 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 57 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 30 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 25 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 28 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 33 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 64 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 34 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 34 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 30 sara
دانلود رمان زروان 0 35 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 29 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 29 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 28 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 45 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 30 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 35 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 29 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 34 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 33 asal
دانلود رمان آشوب 0 28 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 36 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 30 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 72 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 31 asal
دانلود رمان پوکر 0 40 asal
دانلود رمان بخیه 0 34 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 37 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 24159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان قیام مردگان

دانلود رمان قیام مردگان

خلاصه:

 دانلود رمان قیام مردگان هنگامی که ویروسی در کل کشور پخش می شودبیشتر جمعیت تبدیل به زامبی می شوند،ان تعداد محدودی هم که باقی مانده اند اجازه ی خروج از کشور را ندارند زیرا باید برای جلوگیری از این ویرووس بجنگند.دولت های دیگر اجازه ی ورود ایرانی ها را نمی دهند،پس ان تعداد کمی که هنوز به زامبی تبدیل نشدند باید برای نجات جان خود و هرکسی که دوستش دارند تلاش بکنند…

 

 

 

در این میان،پسری به اسم پدرام که خانواده خود را گم کرده به طور اتفاقی با دختری اشنا می شود

که او نیز سر در گم، به تنهایی به سر می برد. تهران، سال ۱۴۰۲

 نفس هام تند شده و در حالی که ضربان قلبم بالا رفته، پشت دیواری پنهان شدم، و با چشم هام شاهد صحنه ی وحشت ناک دیگه ای هستم…

تعدادی زامبی یک پسر و یک دختر جوون رو محاصره کردن و اروم به سمتشون حرکت می کنن، درسته که سرعت حرکت کردنشون سریع نیست، اما تعداد زیادی دارن، و قسمت تلخ ماجرا این هست که اون پسر برای دفاع از خودش و اون دختری که به اغوش کشیده اسلحه ی گرم نداره،فقط یک چاقو دستش هست که همون رو با نوسان دستش به سمت زامبی ها گرفته، البته این چاقو زامبی ها رو نمی ترسنونه اون ها نزدیک و نزدیک تر می شن و در حالی که صدا هایی از ته گلشون در میارن به وحشتی که قالب اون زوج شده اضافه می کنه، صدا هایی مثل خِر خِر و گاهی اوقات فریاد هایی که می کشن.

اون دختر بیچاره در حالی که مثل بید می لرزه، حتی توی اغوش پسر مورد علاقه اش هم








براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :