دانلود رمان شراکت اجباری با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان نقاب من 1 36 arsam
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 158 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 199 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 130 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 396 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 119 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 179 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 117 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 109 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 103 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 115 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 143 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 150 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 135 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 142 sara
دانلود رمان زروان 0 123 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 118 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 133 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 115 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 154 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 111 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 115 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 109 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 126 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 151 asal
دانلود رمان آشوب 0 113 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 171 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 279 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 232 asal
دانلود رمان پوکر 0 153 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 457159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان شراکت اجباری

خلاصه :
داستان راجب دختر شیطون و زبون درازی هست که هیچ جوره با ازدواج کنار نمیاد ؛ اما ناخواسته با کسی آشنا می‌شه و یه جورایی مسیر زندگی‌ش  عوض می‌شه…

 

 

مقدمه :

مطمئنا یاد سهراب بهانه خوبیست برای شروعی تازه
برای استمرار یک لبخند
برای آشتی با زندگی …
خواهم آمد بر سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشتی خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت ….

 

 

قسمتی از رمان :

-چه خبرته؟ بزار من هم حرف بزنم.
در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:خب من حرف هام تموم شد، حالا می خوای جواب من رو بدی؟
-ماشالله که کم نمیاری، عین مادربزرگ ها پشت سر هم ور می‌زنی!
-نترس من کم نمیارم اگه ام آوردم از تو قرض می گیرم، حالا می آی یا نه؟
دودل بودم و با استرس پام رو تکون می دادم.
-نمی‌دونم رونی، من حرفی ندارم فقط…
-آهان گرفتم، باید از اون پیر مرد غرغرو اجازه بگیری.
داد زدم.
-رونیکا؟ هنوز یاد نگرفتی درست حرف بزنی؟
-اصلا انگار به من آلرژی داره تا من رو می‌بینه ابروهاش می‌ره تو هم، می گم نکنه به من نظر داره؟
با این حرفش خندیدم.
-دیوونه شدی؟ فریدون روح ننه خدا بیامرزم رو ول می‌کنه می‌چسبه به تو؟ در ضمن من اول باید تاییدت کنم که متاسفانه ردی!
-خب دیگه زیادی حرف زدی، شارژم تموم می‌شه.
-چیش خسیس
صداش رو تو دماغی کرد و با لحن‌ چندشی گفت: همه که مثل تو نیستن یکی جیبش رو پر کنه واسه ا‌ش

 دانلود

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید