دانلود رمان سرمین با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 3159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان سرمین

دانلود رمان سرمین

خلاصه:

دانلود رمان سرمین بدجور هم دلم گرفته. طوری که هیچ جوره باز نمیشه. دل خورم….دل خورم از این دنیا، زندگی، آدماش.عشقکلمه ای ک قداست خودش رو از دست داده.شده بازیچه….بازیچه حیوان های انسان نما که از آن سوءاستفاده میکنند.پاکی اش را گرفتنه اند .عشق کلمه مقدسی است.لیاقت میخواهد داشتنش.ولی حال وسیله بازی انسان نماها شده.که دل بشکنند و سوءاستفاده کنند.

 

 

من سرمین محکوم به سکوت.

محکوم به پذیرفتن

چمدانم را از دستم گرفت و به کمک راننده داد تا آن را جا دهد. با چشمان اشکی‌ به او نگاه کردم

_اشکین.

غمگین نگاهم کرد.دانلود رمان سرمین

_عزیزم ما کلی حرف زدیم قرار شد دیگ اینطور نکنی. مگه قرار

تا ابد از هم جدا بشیم؟ فوق فوقش یک ماه منم زودی میام.

_خوب پس بزار باهم میریم دیگه.دانلود رمان سرمین

_نچ تو انگار حرف حالیت نمیشه. با تو با پدر و مادرت تماس گرفتی

الان اونا منتظرتند، تازه گوشی هست باهم در ارتباطیم.

بغضم با صدا شکست ،و خودم را در آغوشش انداختم.دانلود رمان سرمین

_اشکیین.رمان سرمین دانلود رمان سرمین

به سختی از او جدا شدم و خداحافظی کردم. سوار اتوبوس شدم

و کنار پنجره نشستم. اتوبوس حرکت کرد و من چشم های اشکی ام برای اشکین دست تکان دادم.

اتوبوس نگه داشت. پیاده شدم و چمدانم و کوله ام را از دست شاگرد

رانند گرفتم ،تشکر کردم. به جاده خاکی که اتنهایش به روستایی

خطم می شد و فقط کودکی ام در آن گذشت نگاه کردم.دانلود رمان سرمین

چمدانم را به دست گرفتم و به سمت روستا حرکت کردم. کم، کم دیگر

خانه های کوچک و بزرگ با حیاط های خاکی و سیمانی پیدایشان می شد.

دیگر کامل وارد روستا شده بودم. همه با لباس های محلی بودنند و من

 

برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :