دانلود رمان بخار سرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 51 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 35 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 46 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 78 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 42 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 40 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 42 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 49 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 81 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 50 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 52 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 45 sara
دانلود رمان زروان 0 53 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 43 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 49 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 47 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 64 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 48 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 51 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 43 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 51 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 50 asal
دانلود رمان آشوب 0 45 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 56 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 50 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 98 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 45 asal
دانلود رمان پوکر 0 61 asal
دانلود رمان بخیه 0 56 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 53 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 29159 سه شنبه 27 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان بخار سرد جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان بخار سردبرای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

 

نوشته neghabdare makhfi کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه – پلیسی – کل کل – اجتماعی و بر اساس زندگی واقعی .

خلاصه ی رمان :
روایتی از زندگی واقعی دو دختر .. دو دوست به نام های غزاله و عاطفه

که ناخواسته و یا
از روی سادگی وارد اقیانوس میشوند … اقیانوسی از جنس ترس .. از

جنس مشکلات و سختی ها ..
عاطفه در پی انتقام جویی میرود و غزاله ای که ناجی خود را همراه با

ترس میابد …
دو دوست که از شیطنت چیزی کم ندارند و آیا از این اقیانوس سالم بیرون

میایند ؟؟
روایتی عاشقانه همراه با شیطنت ها و کل کل های دخترونه .. پلیسی و

گاهی تلخ و شاید شما بتونین
تمام حس ها رو در این داستان تجربه کنید … داستانی متفاوت از عشقی

متفاوت و جاودانه … پایان خوش

 

قسمتی از رمان :
با پشت دستم اشکام رو پاک کردم تو یه لحظه بلند شدم و دوییدم

.نمیدونستم کجا فقط دوییدم .
نفسم که تنگ شد ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم . کسی نبود .
بین درخت ها نشستم .از این تنهایی دلم ریخت… خودم رو عقب کشیدم و

به تنه ی درخت تکیه دادم .
پاهام رو تو شکمم جمع کردم . از ترس دست هام میلرزید . سرم رو روی زانوم گذاشتم و بغضم رو خوردم .
فکرم رفت سمت حرف های بهرام … هنوز باورم نمیشد چی شنیدم .
همیشه آرزوی شنیدن این حرف ها رو داشتم . همیشه توهمم این روز بود ولی …
جانم بود گره ی ابروهای مرد …

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید