دانلود رمان جنحه

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
دانلود رمان نقاب من 1 35 arsam
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 1 158 piskesvat
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 3 199 mahdeh_1280
کسی رمان روزهای تا ابد بی تو(‌جلد دوم رمان باتوهرگز)‌داره؟ 1 128 sara
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 1 395 sara
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 119 mbm
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 179 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 117 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 109 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 103 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 115 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 142 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 148 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 135 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 142 sara
دانلود رمان زروان 0 123 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 118 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 133 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 115 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 153 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 111 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 115 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 109 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 126 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 151 asal
دانلود رمان آشوب 0 113 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 170 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 279 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 231 asal
دانلود رمان پوکر 0 153 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 381159 سه شنبه 27 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان جنحه

نام رمان : جنحه

 نویسنده : Ki Mi Ya ● $h کاربر انجمن نودهشتیا

 حجم کتاب : ۶٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

 ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

 تعداد صفحات : ۶۰۴

 خلاصه داستان :

برملا شدن حقایقی از گذشته، زندگی خانواده ی احتشام را دچار تغییر می کند.
گناه پشت گناه…
اشتباه پشت اشتباه…
مردی که می میرد و کودکی که متولد می شود…
جنحه های بزرگ و کوچکی که زندگی سه خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و عشق آرام و دور از انتظاری که در این میان شکل می گیرد…

 

 قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

 پسورد : www.98ia.com

 


 دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

 دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

 دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

 قسمتی از متن رمان :

صدای جابجایی وسایل بنایی و اجر و داد و فریاد کارگرها، مثل پتکی بود که بر سرش کوبیده می شد… نگاهش را از ساختمان نیمه ی کاره ی پیش رویش گرفت و وارد حیاط کوچک مجتمع شد…
پله های منتهی به ساختمان را پشت سر گذاشت و درِ دودیِ شیشه ای را به جلو هل داد… دماغش را بالا کشید و برای نگهبان سری تکان داد…
با دیدن برگه ی A4 چسبیده به در فلزی آسانسور رویش با ماژیک سبز و خط خرچنگ قورباغه ای نوشته شده بود “خراب است” ، آه از نهادش بلند شد…
با حرص لگدی به در فلزی اسانسور کوبید و در مقابل نگاه مواخذه گر نگهبان، چشمهایش را گرد کرد…
خسته و کوفته پله ها را تا رسیده به طبقه ی چهارم پشت سر گذاشت و نفس نفس زنان پشت درب چوبی اپارتمان ایستاد…
کلید انداخت و وارد خانه شد… کتانی هایش را با فشار به بغل پا در اورد و توی جاکفشی پرت کرد و متعجب از سکوتی که خانه را فرا گرفته بود صدا زد: مامان؟! خونه نیستی؟! سودی؟! سودی جون؟!
جوابی دریافت نکرد… ابرویی بالا انداخت و راهروی یک متری را رد کرد…
صدای ترق و تروق جابجایی ظروف از اشپزخانه می امد… کوله اش را روی مبلی پرت کرد… سارا به عقب چرخید و از پشت اپن کله کشید… با دیدنش اخمی کرد و مجددا مشغول زیر و رو کردن محتویات تابه شد…
با ابروهای بالا رفته، طلبکار گفت: علیک سلام…
سارا محلش نداد…
باز با همان لحن حق به جانبش پرسید: مامان خونه نیست؟!
سارا بی اینکه برگردد به سردی پاسخ داد: توی اتاقشونن…
از پشت سر شکلکی برای سارا در آورد و به طرف اتاقش راه افتاد…
با دیدن کیان که با سر و صورت خیس از دستشویی بیرون می امد، مکث کرد…

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید